close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
دانلود کتاب های ابوالقاسم حالت
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 1187 alirezamosapor00444
0 549 amob07
0 413 amob07
0 407 amob07
20 21036 amob07
6 2542 amob07
2 1517 amob07
1 1139 amob07
1 1857 amob07
0 1428 afpakro
دانلود کتاب دیوان طنز خروس لاری
دسته بندی : ادبی,
  • بازدید : (617)




استاد ابوالقاسم حالت ، در ۱۲۹۸ هجری شمسی در تهران زاده شد از جوانی ، زبانهای عربی ، انگلیسی و فرانسه را آموخت و از سال ۱۳۱۴ به سرون شعر روی آورد . پس از تحصیلات متوسطه به استخدام شرکت نفت در آمد. همکاری خود با مجله ی فکاهی توفیق را از سال ۱۳۱۷ آغازید و تا آخرین شماره ی این مجله در آن قلم زد . به گفته ی خود او ، گاهی تا روزی ۱۰ ساعت در این مجله به سرودن شعر طنز انتقادی در قالبهای مثنوی و رباعی و بحر طویل …مشغول بود . اشعارش را با نام خروس لاری ، شوخ ، ابوالعینک و فاضل مآب ، امضا می کرد. او در آن سالها با مجلات امید ، تهران مصور و پیام ایرانی هم همکاری داشت . بهار او را به کنگره نویسندگان ایران دعوت کرد . او با موسیقی هم آشنا بود و ترانه سرایی هم می کرد . اولین سرود جمهوری اسلای را او سرده است . ( شد جمهوری اسلامی به پا…) او از سال ۱۳۲۳ هر هفته چند حدیث از مولا علی را به صورت رباعی ترجمه می کرد و بعدها در مجله ی دانستنیها ، ترجمه ی انگلیسی احادیث را هم در کنار رباعی می نوشت . وی پس از انقلاب اسلامی نیز علیرغم کهولت سن مدت زمانی نسبتاً طولانی با محله گل آقا همکاری کرد. از ابوالقاسم حالت آثار ادبی و فرهنگی فراوانی در زمینه‌های طنز، شعر، ادبیات و ترجمه باقی مانده‌است. وی در سوم آبان سال ۱۳۷۱ بر اثر سکته قلبی درگذشت.
کتاب دیوان طنز خروس لاری در 552 صفحه تقدیم طنز دوستان میشود.



در قسمتی از وصیت‌نامهٔ استاد ابوالقاسم حالت، طنزنویس معروف مجله‌های توفیق و گل‌آقا، می‌خوانیم:
بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید         نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید
نه پی گورکن و قاری و غسال روید               نه پی سنگ لحد پول به حجار دهید
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی       که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید
این دو چشمان قوی را به فلان چشم‌چران     که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید
وین زبان را که خداوند زبان‌بازی بود               به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله‌ام را که همه عمر پر از گچ بوده‌است        راست تحویل علی اصغر گچکار دهید
وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیاه      به فلان سنگ‌تراش ته بازار دهید
کلیه‌ام را به فلان رند عرق‌خوار که شد          از عرق کلیه او پاک لت و پار دهید
ریه‌ام را به جوانی که ز دود و دم بنز             در جوانی ریه او شده بیمار دهید
جگرم را به فلان بی‌جگر بی‌غیرت                کمرم را به فلان مردک زن بار دهید
چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجیست         معده‌ام را به فلان مرد شکم‌خوار دهید
گر سر سفره خورَد فاطمه بی‌دندان غم        به که، دندان مرا نیز به آن یار دهید
تا مگر بند به چیزی شده باشد دستش        لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید


برچسب ها : ,,,,,,,